یادداشت

از ادعا تا واقعیت صلح‌طلبی بهائیان❗

از ادعا تا واقعیت صلح‌طلبی بهائیان❗

از ادعا تا واقعیت صلح‌طلبی بهائیان❗


در یکی از برنامه‌های شبکه آیین بهائی که به موضوع پرهیز از جنگ و خشونت پرداخته شد، «بهائیت» به عنوان پایانی بر جنگ و ،خشونت معرفی شد.

این درحالیست که مسلک بهائی هیچ‌گاه اقدام عملی در خصوص پرهیز از جنگ انجام نداده و تنها حامی جنگ‌طلبان بوده است.‌
به راستی، با چه منطقی می‌توان، عنوان «پایان جنگ و خشونت» را برای بهائیت برگزید، در حالی که از ابتدای شکل‌گیری این مسلک، تعداد بی‌شماری جنگ در جهان صورت گرفته و تنها در جنگ جهانی دوم، چند میلیون نفر کشته شدند.

فرقه بهائیت با ادعای این‌که دومین جمعیت دنیا را از لحاظ پراکندگی داراست، چه اقداماتی برای پیشگیری از خشونت‌های بی‌شمار در سراسر دنیا انجام داده است؟!
به طور مثال، آیا توانسته در یک موضع بی‌طرفانه، از جنایات آل‌سعود در حق مردم یمن و یا صهیونیست‌ها در حق فلسطینیان، بیزاری جسته و به محکومیت آن بپردازد؟!

اساسا هدف رهبران بهائی از مخالفت با کلّیه‌ی جنگ‌ها، مقابله با دفاع ملّت‌ها در مقابل بیگانگان و مهاجمان زیاده‌خواه (که اتفاقاً از حامیان و پدیدآورندگان بهائیت هستند)، بوده است.

به طور مثال، در جنگ ویتنام، بهاییان به جای آن‌که یَقه‌ی آمریکای مهاجم و متخاصم را بگیرند و عمل او را محکوم نمایند، به مردم ویتنام، درس صلح می‌دهند!

و یا در تونس به جای آن‌که فرانسویان را از تهاجم و جنایت منع کنند، به مردم تونس و الجزایر درس صلح و ممنوعیت جهاد و دفاع از آب و خاک می‌دهند.

حقیقت آنست که آموزه‌ی پرهیز از کلّیه‌ی جنگ‌ها، صرفا برای حمایت از حامیان متجاوزشان بوده است.

در پایان؛ هیچ‌گاه نمی‌توان اصل جنگ را مذموم شمرد. چرا که اگر جنگ، برای مقابله با زورگویان مهاجم و تجاوزگر و دفاع از مقدسات و ارزش‌ها باشد، نه تنها این جنگ مذموم نیست، بلکه دفاع_مقدس هم هست.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن