یادداشت

احکام وعقاید بهاییت

اعتراف عملی سران بهائی به پوچی احکامشان

اعتراف عملی سران بهائی به پوچی احکامشان
چکیده‌ای از مقاله
با توجه به این‌که پیامبران به عنوان بهترین الگوی انسان‌ها به حساب می‌آیند. و با توجه به این‌که کتمان عقیده در فرقه‌ی بهائیت در هیچ صورت جایز نیست.
پایبند نبودن پیامبر خودخوانده‌ی فرقه‌ی بهائیت و فرزندش به احکام نازله از جانب خود و عمل کردن به احکام اسلامی نمایانگر پوچی این فرقه و اعتراف عملی سران بهائی به ناحق بودن مسلکشان است.

با شخصیت عباس افندی آشنا شویم:

عباس‌افندی فرزند حسینعلی‌بهاء مرد شماره سوم در فرقه بهائی‌گری است. او در زیرکی و سیاست و بافندگی‌های مرموزانه در نوسازی بهائی‌گری بی‌نظیر بوده است.
وی درسال ۱۲۶۰ هجری در تهران متولد شد. عباس‌افندی که او را عبدالبهاء و مرکز میثاق و غصن اعظم می‌نامند، چنان که از نوشته‌هایش (مقاله شخصی سیاح و مفاوضات و الواح مختلفه) استفاده می‌شود در تحصیل علوم گوناگون ادبی و عقلی زحمات زیادی را متحمل شده است . وی که هشت‌سال و اندی در تهران، و دوازده‌سال در بغداد، و پنج‌سال در ادرنه، و بقیه عمر را در عکّا و حیفا به‌ سر برد، تمام رموز اِغفال اغنام‌الله (گوسفندان خدا) را یاد گرفت و در میان این کشمکش‌ها و تبعیدها، تجربه‌ها آموخت، و به رموز و ترفندهای نفوذ در دیگران آگاه گردید.

عباس افندی، به مراتب از پدرش حرفه‌ای‌تر بود، بلکه به گفته‌های پدر سر توجیه‌هات و صورتی داد، و با توجیهات مضحک، به ایرادهایی که مطرح می‌شد، جواب می‌داد.
بهائیان عباس افندی را در همه‌ی شئون، آیتی از آیات خدا دانسته، و او را در میان هیولایی از افسانه‌ها و دروغ‌ها قرار داده‌اند. وی طبق وصیت پدر به عنوان جانشین حسینعلی‌بهاء تعیین شد. مطابق این وصیت نامه بعد از او، می‌بایست برادرش محمدعلی (غصن‌اکبر) جانشین پدر گردد[۱] پس از فوت حسینعلی، بین دو برادر (عباس‌افندی و محمدعلی) برسر ریاست کشمکش سختی در گرفت، که از کشمکش حسینعلی و برادرش میرزایحیی سخت‌تر بود. هرکدام از ایشان، پیروانی پیدا کردند و بازار فحش و ناسزا و جنگ‌وستیز بین آنها رواج یافت.
[۱]. ادعیه حضرت محبوب، حسینعلی‌نوری ص۴۱۸، دارالنشر بهائیت در برزیل ۱۹۹۲.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن