یادداشت

کتاب استدلالیه

اهميت كتاب استدلاليه ميرزا نعيم

اهمیت کتاب استدلالیه میرزا نعیم
در میان مبلغین بهایی دو کتاب بعنوان مرجع نقد قائمیت و مهدویت واجد اهمیت است
کتاب اول فرائد میزا ابو الفضل گلپایگانی است که از اهمیت خاصی میان بهاییان برخوردار است حجم این کتاب مفصل و حجیم می باشد و معمولا استفاده از آن برای مبلغین متوسط غیر قابل استفاده است اما کتابی دیگر که دارای حجم کم و مختصر در نقد قائمیت نگاشته شده است کتابی است موسوم به ” استدلالیه میرزا نعیم اصفهانی ” با توجه به موجز بودن این کتاب عموم مبلغین بهایی علی رغم انکار تقلید در آموزه های بهایی و تحری حقیقت و رجوع به اصل منابع برای ارزیابی مطالب معمولا این آموزه را در عمل فراموش می کنند و مقلد وار بدون ارزیابی مطالب این کتاب فقط قطعاتی از آن را حفظ نموده و در مواجه با مبتدیان و مخاطبین نا آگاه از آن استفاده می کنند و نتیجه هم روشن است وقتی مدعی تنها به محکمه رجوع کند قطعا راضی بر خواهد گشت زیرا استناد به آیات و روایات در آموزه های اسلامی ضرورتا لازمه اش اطلاع تخصصی در زمینه های ادبیات عرب و رجال شناسی و اطلاع از مهارتهای علم حدیث شناسی و تفسیر ووو را می باشد متاسفانه هر دو کتاب مذکور فاقد این ویژگی می باشد لذا مهم ترین نقیصه این دو مجموعه ( فراید و استدلالیه میرزا نعیم ) ارزیابی روایات بدون در نظر گرفتن علوم قرآنی و حدیث شناسی است .
البته بگذریم از این نقد اساسی که اصولا از دیدگاه استوانه های بهایی همچون عبد البهاء جایگاه استناد به نقل بسیار متزلزل است چنانچه وی در کتاب مفاوضات در باب موازین ادراک خود اعتقاد دارد :
” میزان ثالث میزان نقل است و آن نصوص کتب مقدّسه است که گفته میشود خدا در تورات چنان فرموده است و درانجیل چنین فرموده است این میزان هم تامّ نیست بجهت آنکه نقل را عقل ادراک کند بعد از اینکه نفس عقل محتمل الخطاست چگونه توان گفت که در ادراک و استنباط معانی اقوال منقوله خطا ننموده بلکه عین صواب است زیرا ممکن است که خطا کند و یقین حاصل نمیشود . این میزان رئیسهای ادیان است آنچه آنها از نصوص کتاب ادراک کنند این ادراکات عقلیّه آنهاست که از آن نصوص ادراک کنند نه حقیقت واقع زیرا عقل مثل میزانست و معانی مدرکه از نصوص مثل شیء موزون میزان که مختلّ باشد موزون چه نوع معلوم میشود . پس بدان آنچه در دست ناس است و معتقد ناس محتمل الخطاست ” مفاوضات ص ۵۲۲

سخن عبد البهاء در میان بهاییان حکم فصل الخطاب را دارد و مقامش از دیدگاه بهائیان بعنوان مرجع تبیین مورد تاکید است لذا کلیه آثار بهایی مانند فراید و استدلالیه که به آیات و روایات در جهت نفی قائمیت محمد بن الحسن ع و اثبات قائمیت باب تالیف شده است اهتمامشان بر این است که از نقل به این هدف نایل شوند در حالی که با کلام فوق از اساس عبد البهاء این گونه استناد را محتمل الخطاء می داند و غیر قابل استناد .
از این تناقض فاحش که اساس تالیف اینگونه آثار در بهائیت را با چالش مواجه می کند بگذریم اثر فوق از تالیفات میرزا نعیم از سستی های غیر قابل وصفی بر خوردار است که محقق بزرگوار جناب آقای اکبر بیرامی به خوبی گوشه هایی از آن را در این مجموعه ارزشمند متذکر گردیده است و چه نام میمونی بر آن نهاده که نشانگر محتوای مبرهن آن است یعنی : ” حق باقی ”
آوازه محقق بزرگوار در مصاف با مهدی ستیزان در رسانه های مجازی شهره آفاق است و تالیفات وی در نقد مدعیان معاصر مانند احمد گاطع و سایر فرقه ها این حقیر را بر آن داشت تا پیشنهاد نقد کتاب استدلالیه میرزا نعیم را به ایشان بدهم و الحق که از این آزمون سر افراز بیرون آمدند و در فرصتی اندک تالیفی گرانقدر و ماندگار را سامان دادند که باعث فخر مدافعان از حریم مولایمان حجت بن الحسن ع گردید و انشاء الله این اثر ارزشمند نوری گردد در تاریکی جهل منکرین و مهدی ستیزان تا انشاء الله به نور هدایت حجت بن الحسن ع مهتدی گردند و به آغوش پدر مهربانشان باز گردند که آن حضرت برای بازگشت فرزندان خود لحظه شماری می کند .
از ویژگی های این اثر که این حقیر را شگفت زده کرد و از سایر نقدهای آثار امری ممتاز می کند موارد زیر است :
۱ – با توجه به اینکه هدف مولف ( میرزا نعیم ) نفی قائمیت محمد بن الحسن ع و اثبات قائمیت باب می باشد ایشان در ارزیابی و بیان مستندات خود به هیچ وجه روایات مورد استفاده خود را ارزیابی سند شناسی و محتوای شناسی ننموده است و در تمام نقد این اثر محقق بزرگوار با تسلط بر این علوم دقیق از سوئی مطالب مورد استناد را تحلیلی سندی نموده است و از سوئی دیگر به روایاتی که از جهت علم رجال قابل استناد می باشد را مورد استفاده قرار داده است
د۲ – با توجه اینکه قسمت قابل توجه کتاب صرف انکار وجود محمد بن الحسن ع گردید ناقد محترم دست به کار بدیعی زده است که در نوع خود کم نظیر است و آن پرداختن به تواتر روایات دال بر تولد محمد بن الحسن ع می باشد و در این عرصه انصافا هنر نمایی نموده است و می تواند مورد مراجعه اهل تحقیق گردد .
۳ – از ویژگی های دیگر این نقد ارزشمند استناد به مدارک کهن و دست اول مصادر روایی است نکته ای که عموما مبلغین بهایی توان عمل به آن را ندارند و به آثار دسته چندم رجوع می کنند و به روایات نقل شده در قرون ۱۱ و ۱۲ بسنده می کنند چنانچه خود میرزا نعیم هم به همین روش عمل کرده است اما محقق عزیز دقیقا این نقصیه را مورد دقت قرار داده است و از منابع کهن و اصل کتب مطلب را نقل کرده است که خود بر اعتبار علمی این اثر ثمین می افزاید .
۴ – از دیگر ویژگی های این اثر استفاده مستقیم از منابع بهایی است .

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن