یادداشت

هفت وادی،چهار وادی

نویسنده تقلبی!!!


هفت وادی،چهار وادی

با مطالعه در آثار حسینعلی نوری پی میبریم که وی در موارد زیادی از کتب و اشعار و آثار عرفا سرمشق گرفته است هچنانکه به گفته پیروان حسینعلی وی رساله هفت وادی را در سلیمانیه عراق در جواب نامه شیخ محی الدّین(قاضی خانقین) که از اهل تصوّف بود به تبعیت از کتاب منطق الطّیر عطّار نیشابوری نگاشته است

وی همچنین رساله چهار وادی را که بهائیان از آنها به مقام نفس،مقام عقل،مقام عشق و مقام عرش فواد یاد میکنند خطاب به شیخ عبدالرّحمن قطب طریقیت صوقی قادریّه به رشته تحریر در آورده است

وادی در لغت به معنی رودخانه و رهگذر آب و محل عبور سیل است یعنی زمین نشیب هموار کم درخت که مسیل آب است اما در اصطلاح عرفا عبارت است از مراحلی که سالک جهت سیر و سلوک معنوی باید آنها را طی کند

حسینعلی در آغاز رساله هفت وادی صفحه ۲ و همچنین کتاب آثار قلمی اعلی جلد ۲ صفحه ۲۷۴ می نویسد : «مراتب سیر سالکان را از مسکن خاکی به وطن الهی هفت رتبه معین نموده اند چنانچه بعضی هفت وادی و هفت شهر ذکر کرده اند
هفت وادی یا به گفته مولانا جلال الدّین محمّد بلخی، هفت شهر عشق(هفت شهر عشق را عطّار گشت/ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم) در اصطلاح عطار نیشابوری هفت مرحله از عرفان است که یک عارف و سالک طریقیت با سیر و سلوک خویش باید این مراحل را در مسیر عرفان بپیماید‌ و طی نماید

عرفا این مراحل هفت گانه را به بیابان بی زینهاری تشبیه کرده اند که منتهی به کوه های بلند و بی فریادی می شود که سالک برای رسیدن به مقصود خویش ناچار است از این بیابان مخوف و گردنه های مهلک آن که در واقع همان راه حضرت عشق است عبور نماید

شرح کامل و تعلیم این هفت وادی مخوف که عبارتند از : «وادی طلب،وادی عشق، وادی معرفت،وادی استغناء،وادی توحید، وادی حیرت و وادی فقر و غنا» این هفت وادی در کتاب منطق الطّیر عطار نیشابوری در قالب داستان سفر مرغان به رهبری هُدهُد و حکایاتی که رُخ می دهد به تفصیل آمده است

در کتاب منطق الطّیر عطار هُدهُد که نماد پیر راه است خطاب به مرغان عالَم قبل از شروع پرواز هفت وادی و صحرای بیکران را چنین توصیف می کند :
گفت ما را هفت وادی در ره است/چون گذشتی هفت وادی درگه است
هست وادی طلب آغاز کار/وادی عشق است از آن پس بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت/پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک/پس ششم وادی حیرت صعب ناک
هفتمین وادی فقر است و غنا/بعد از این روی روش نبود تو را

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی نیز همین مفاهیم را در بیتی موجز اینگونه بیان داشته است :
گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق/کاندر این طوفان نماید هفت دریا شبنمی

بنابراین در جای جای کتاب های میرزا حسینعلی نوری مطالبی وجود دارد که از کتب علما،عرفا و بزرگان مکرر استفاده شده است بنابر آنچه که خود حسینعلی نوری و پیروان گمراه وی ادعا می کنند که وی سواد خواندن و نوشتن نداشت پس چطور می تواند از این کتابها نام ببرد و مطالبی را از آنها نقل کند⁉️

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن