یادداشت

کتاب رساله مدنیه ۲

کتاب رساله مدنیه 2

کتاب رساله مدنیه ۲

عبدالبهاء ادامه می دهد: «تشکیل مجالس و تأسیس محافل مشورت، اساس متین و بنیان رزین عالم سیاست است و لکن از لوازم این اساس، امور چندی است: اول آن که باید اعضای منتخبه، متدین و مظهر خشیت الله و بلند همت و عفیف النفس باشند».

او با استناد به حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام در جایی دیگر درباره نمایندگان مجلس دقیقا توضیح می دهد: «و اما من کان من العلماء ( در اصل حدیث: من الفقهاء) صائنا لنفسه حافظا لدینه و مخالفا لهواه و مطیعا لآمر مولاه فللعوام ان یقلدوه و چون این کلمات مشرقه جامع جمیع شرایط علمیه است لهذا شرح مجملی در ترجمه این روایت مبارکه بیان می شود».

با این گونه سخنان، نویسنده خود را شیعه اثنی عشری جا می زند❗️و می گوید همانطور که معصوم فرموده نمایندگان مجلس شورا اولا باید از فقها و علما باشند و ثانیا دارای چهار شرط صیانت ازنفس، حفاظت از دین،مخالفت با هوی و اطاعت از امر امام باشند تا حق قانون گزاری داشته باشند و قوانین آن ها اصالت داشته باشد و مردم از آن قوانین پیروی کنند. آنچه عبدالبهاء توضیح می دهد مطالب شریعتی و مکانیزم اجرایی تدوین قوانین شرعی است که ارتباط مستقیم با نحوه زندگی کردن مردم دارد نه مطالب مربوط به اساس ادیان و اخلاق که بگوییم در تمام ادیان، مشترک است.

مگر  میرزا علی محمد باب در سال ۱۲۶۰ شریعت اسلام و قرآن را در تفسیر سوره یوسف نسخ نکرد و بعدا نگفت اجازه می دهم از احکام اسلام استفاده کنید تا نظرات بعدی خود را بگویم؟!
یعنی از دیدگاه آئین بهایی به تنفیذ باب، احکام قرآن تأیید شد تا « بیان» نازل شود. مگر به گفته بهائیان برای هر زمانی نباید دوای خاص آن زمان را اتخاذ کنیم؟!  
مگر در اجلاسیه دشت بدشت افرادی مانند نبیل زرندی و قره العین اظهار نکردند حال که اسلام نسخ شده و کتاب « بیان» باب هم در دسترس نیست و کتاب جدیدی هم نیامده، پس تکلیف برداشته شده و هرکس هر کاری می خواهد بکند؟! مگر بهاء الله در سال ۱۲۷۸ ( به قول اشراق خاوری ) یا به قول موثق تری در سال ۱۲۹۰ با نگارش کتاب « اقدس» ، کتاب بیان باب را منسوخ ندانست؟! پس چگونه عبدالبهاء چندی بعد از آن، راهکارهای شیعی را در تدوین قوانین حاکمیت مؤثر می داند؟!
کتاب

عبدالبهاء ادامه می دهد: «تشکیل مجالس و تأسیس محافل مشورت، اساس متین و بنیان رزین عالم سیاست است و لکن از لوازم این اساس، امور چندی است: اول آن که باید اعضای منتخبه، متدین و مظهر خشیت الله و بلند همت و عفیف النفس باشند».

او با استناد به حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام در جایی دیگر درباره نمایندگان مجلس دقیقا توضیح می دهد: «و اما من کان من العلماء ( در اصل حدیث: من الفقهاء) صائنا لنفسه حافظا لدینه و مخالفا لهواه و مطیعا لآمر مولاه فللعوام ان یقلدوه و چون این کلمات مشرقه جامع جمیع شرایط علمیه است لهذا شرح مجملی در ترجمه این روایت مبارکه بیان می شود».

با این گونه سخنان، نویسنده خود را شیعه اثنی عشری جا می زند❗️و می گوید همانطور که معصوم فرموده نمایندگان مجلس شورا اولا باید از فقها و علما باشند و ثانیا دارای چهار شرط صیانت ازنفس، حفاظت از دین،مخالفت با هوی و اطاعت از امر امام باشند تا حق قانون گزاری داشته باشند و قوانین آن ها اصالت داشته باشد و مردم از آن قوانین پیروی کنند. آنچه عبدالبهاء توضیح می دهد مطالب شریعتی و مکانیزم اجرایی تدوین قوانین شرعی است که ارتباط مستقیم با نحوه زندگی کردن مردم دارد نه مطالب مربوط به اساس ادیان و اخلاق که بگوییم در تمام ادیان، مشترک است.

مگر  میرزا علی محمد باب در سال ۱۲۶۰ شریعت اسلام و قرآن را در تفسیر سوره یوسف نسخ نکرد و بعدا نگفت اجازه می دهم از احکام اسلام استفاده کنید تا نظرات بعدی خود را بگویم؟!
یعنی از دیدگاه آئین بهایی به تنفیذ باب، احکام قرآن تأیید شد تا « بیان» نازل شود. مگر به گفته بهائیان برای هر زمانی نباید دوای خاص آن زمان را اتخاذ کنیم؟!  
مگر در اجلاسیه دشت بدشت افرادی مانند نبیل زرندی و قره العین اظهار نکردند حال که اسلام نسخ شده و کتاب « بیان» باب هم در دسترس نیست و کتاب جدیدی هم نیامده، پس تکلیف برداشته شده و هرکس هر کاری می خواهد بکند؟! مگر بهاء الله در سال ۱۲۷۸ ( به قول اشراق خاوری ) یا به قول موثق تری در سال ۱۲۹۰ با نگارش کتاب « اقدس» ، کتاب بیان باب را منسوخ ندانست؟! پس چگونه عبدالبهاء چندی بعد از آن، راهکارهای شیعی را در تدوین قوانین حاکمیت مؤثر می داند؟!

رساله مدنیه که در سال ۱۲۹۲ برابر با ۱۸۷۵میلادی نگاشته شد، به ادعای دکتر صادق زاده میلانی دارای نسخه های متعددی در کتابخانه های مختلف است. در سال ۱۸۸۲ در بمبئی چاپ سنگی شد و به طور گسترده در ایران رواج یافت. برای جلوگیری از پیش داوری خوانندگان، بدون نام نویسنده و بی هیچ اشاره ای به آئین بهایی منتشر گردید.
نخستین ترجمه انگلیسی آن سال ۱۹۱۰ در لندن انتشار یافت.
البته ادعای رواج گسترده رساله مذکور چه به صورت خطی و چه چاپی، از مبالغه های مبلغان بهایی است و در این بخش، تحلیل وبه آن پاسخ داده خواهد شد.

چرا عبدالبهاء خود را در این کتاب معرفی نمی کند؟ پاسخ دکتر صادق زاده میلانی، جلوگیری از پیش داوری خوانندگان است زیرا مردم ذهنیت مسمومی نسبت به آئین های بابی و بهایی داشتند.

پاسخ ما نیز همین است مردم از این دو گروه، صداقت ندیده بودند و ندیدند. مندرجات این کتاب هم به گونه ای که بیان می شود دلیلی بر عدم صداقت نویسنده آن است. وی همانطور که پیش از این هم گفته شد، ادعا می کند به رأی العین 👀 در کشورهای غربی دیده که تدوین قانون کردند اما چون قانون گزاران،  متصل به وحی و متدین نبودند و از منبع الهی الهام نگرفتند، برای آن ها مشکلاتی پیش آمد.از نظر او تدوین کنندگان قانون باید فقها باشند، آن هم فقیهانی با ویژگی های خاص. او این ویژگی ها را از تفسیری که منسوب به امام حسن عسکری است، نقل می کند و آن حدیث را «حدیث صحیحه» می نامد در حالی که حدیث یاد شده « حدیث مرسل » است و نشان می دهد که عبدالبهاء ذره ای سواد فقهی ندارد.

بی صداقتی نویسنده کتاب از اینجا
برداشت می شود که در تمام کتاب دم از قرآن، اسلام، قوانین شرع اسلام، فقیهان و … می زند (سخنانی که زیبنده افرادی معتقد همچون شیخ فضل الله نوری است) ولی اعتقاد قلبی او نسخ اسلام و قرآن با آمدن کتاب بیان میرزا علی محمد باب و کتاب اقدس بهاء الله است. واقع هم چنین است اگر عبدالبهاء نام خود را به عنوان مؤلف ذکر می کرد، کسی به دلیل گرایش های انحرافی و خبث باطن، حرف او را نمی خرید.

عبدالبهاء در صفحه ۷ و ۸ رساله مدنیه دلیل حذف نام نویسنده را این گونه بیان می کند:
«این عبد لازم دانسته که به شکرانه این همت کلیه (همت شاه برای تشکیل مشروطیت) مختصری در بعضی مواد لازم لوجه الله مرقوم نماید و از تصریح اسم خویش احتراز نموده تا واضح و مبرهن گردد که مقصدی جز خیر کل نداشته و ندارد بلکه چون دلالت بر خیر را عین عمل خیر دانسته لهذا بدین چند کلمه نصحیه، ابنای وطن خویش را چون ناصح امین لوجه الله متذکر می نماید و رب خبیر شاهد و گواه است که جز صرف خیر مقصدی نداشته».

علاوه بر این، عبدالبهاء می گوید اگر از این کتاب استقبال شود نگارش جلد دوم آن ادامه می یابد:
«چون واضح و مبرهن نیست که از قرائت این کتاب تاثیر فواید کلیه در افکار عمومی اهالی ایران حاصل گردد لهذا اختصار نماییم و بعضی مسائل را که قریب عقول ناس است ذکر کنیم و لکن اگر از این مختصر، نتایج حسنه مشهود گردد ان شاء الله تعالی منبعد به اس اساس حکم الهیه در عوالم ملکیه پرداخته، بعضی کتب مفیده مفصله تحریر گردد».
صفحه ۸۲

«لهذا در جلد ثانی این کتاب ان شاء الله به تفصیل ذکر می شود و امیدواریم که مطالعه این جلد اول تأثیر کلیه در افکار و اطوار هیئت عمومیه حاصل گردد چه که نیت خالصه لله در تالیف آن دلالت دارد».
صفحه ۱۲۶

ادامه نیافتن مطلب، نشان آن است که برخلاف گفته دکتر میلانی، حتی با وجود آن که مردم نمی دانستند نویسنده آن کیست، از آن استقبالی به عمل نیامد زیرا بحث درباره نیاز به آزادی و دموکراسی و حق مردم، پیش از آن در گفته ها و نوشته های افراد مختلفی مانند سید جمال الدین اسد آبادی و… آمده بود و جزء دانستنی های عموم آن روزگار به شمار می آمد.
 
اهمیت کتاب
رساله مدنیه یکی از منابع معرفی شده بیت العدل و متولیان طرح های توسعه اجتماعی و اقتصادی است و برای جامعه امر خیلی مهم است و به همین نسبت، نقد آن هم بسیار حائز اهمیت است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن